ابن الأثير ( مترجم : خليلى / حالت )
57
الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي )
فرنگيان به تعقيبشان نپرداختند . اگر تا نيم فرسنگ دنبالشان مىكردند بىگمان به آنان مىرسيدند و كارشان را مىساختند . اين گروه از كاروانيان كه رهائى يافته بودند ، پراكنده و فرسوده شدند و از پاى در آمدند . و تا هنگامى كه همديگر را باز يافتند ، سختى بسيار ديدند . ما يكى از ياران خود را با مقدارى جنس براى تجارت به مصر فرستاده بوديم . او نيز با اين قافله از مصر باز مىگشت . او براى من حكايت كرد و گفت : « فرنگيان هنگامى به ما حمله كردند كه تازه بارهاى خود را بر روى چارپايان نهاده و به راه افتاده بوديم . وقتى به ما حمله بردند و به جنگ پرداختند ، من چارپايان خويش را به چوب راندم و از كوه بالا رفتم در حالى كه برخى از چارپايان كسان ديگر به دنبالم بودند . گروهى از فرنگيان به ما رسيدند و چارپايانى را كه به دنبال من بودند گرفتند . من با فرنگيان به اندازه يك تير رس فاصله داشتم . از اين رو به من نرسيدند . و من با آنچه داشتم از چنگشان رهائى يافتم و گريختم در حالى كه نمىدانستم به كجا مىروم . تا اينكه ساختمان بزرگى بر سينه كوه در چشمم نمايان شد . پرسيدم اين چيست ؟ گفتند : اين دژ كرك است . خود را بدانجا رساندم و از آن جا نيز سالم به بيت المقدس برگشتم . » همين مرد از بيت المقدس نيز سالم به راه خود ادامه داد .